خط داستانی
دولت یک سازمان ویژه برای از بین بردن آنچه که به عنوان بزرگترین خطر عمومی میداند، یعنی جیترباگ، راهاندازی کرده است. آنها به دنبال بسیاری از پیروان نیستند، بلکه به دنبال عامل اصلی جیترباگ هستند که آن را "جیترباگ عمومی شماره ۱" نامیدهاند. هال استرجز یکی از چندین مأمور است که در این پرونده کار میکند و به عنوان یک رقاص در مکانهای برادوی به صورت مخفیانه فعالیت میکند تا جیترباگ عمومی شماره ۱ را پیدا و دستگیر کند. در تحقیقاتش، هال با بتّی زیبا، که به نظر میرسد یک تماشاچی بیگناه است، برخورد میکند. هال و بتّی به یکدیگر علاقهمند میشوند. اما بتّی از این موضوع بیخبر است که هال یک مأمور فدرال است و هال نیز نمیداند که بتّی همان جیترباگ عمومی شماره ۱ است. آیا نقشهای آنها به عنوان مأمور و خطر عمومی شماره یک بر نقشهای مرد و زن اولویت خواهد داشت؟