Vuruldum Bir Kıza
فیلم به دختری برخورد کردم
فادیه و ممیş که عاشق یکدیگر هستند، فرزندان خانوادههای دشمن هستند. خانوادههایشان با این رابطه مخالفند. یک گروه تئاتر به روستا میآید که برکان در آن اجرا میکند. ممیş و پدرش به همراه گروه به استانبول میروند تا عروسی پیدا کنند. فادیه از خانه فرار میکند تا خواننده شود. در شهر، او با برکان ملاقات میکند و به عنوان خدمتکار او کار میکند. به مرور زمان، او عاشق برکان میشود. برای جلب توجه او، ظاهر خود را به طور کامل تغییر میدهد. او به عنوان آفرودیت روی صحنه اجرا میکند. او همچنین از ممیş برای ایجاد حسادت در برکان استفاده میکند. اما هیچ چیز طبق برنامه پیش نخواهد رفت.