در بستر مرگ امپراتور وعده میدهد که سناپاتی او ویکرام سینگ مانند فرزندش باشند و با دختری از خاندان سلطنتی ازدواج کند همچنین از ویکرام میخواهد تا به هر خواستهٔ همسرش ranimaa عمل کند که ویکرام با این وعده موافقت میکند پس از مراسم عزاداری، ranimaa اعلام میکند که ویکرام باید با شاهزاده پریا ازدواج کند پریا و او به این ترتیب با جشن و تشریفات ازدواج میکنند اما پریا درمییابد که ویکرام واقعاً عاشق یک مادرِ فاحشه به نام کِسارباى است و فقط به خاطر اطاعت از وعدهٔ ranimaa ازدواج کرده است و در نتیجه با این رابطه صاحب دختربچگی است