Großglocknerliebe
فیلم عشق گرگنکلر
جوهانا کتابدار که به تازگی از شریک خود جدا شده است، در تقاطع راهآهن ماشین خود را نگه میدارد تا به زندگیاش پایان دهد. او دوست پسرش را با بهترین دوستش دیده است. مکانیک ماشین اووه نیز سرنوشتی مشابه دارد؛ دوستدخترش سکولار، سابین، ناگهان تصمیم میگیرد که برای او کافی نیست. در آخرین لحظه، اووه مداخله میکند و جوهانا را نجات میدهد، اما در این کار خود تقریبا اوپل کادت را به هم میریزد. جوهانا نخست به بیمارستان روانی برده میشود و عموپیر مردی پیر، که به نظرش یک شوالیه از قرون سیزدهم است، تمام تلاشش را میکند تا با مادر فوت شدهٔ جوهانا که آنلِیِس نام داشت دوباره پیوند برقرار کند. او firmly معتقد است که میتواند این کار را انجام دهد اگر زمان دریاچهای که هر هفت سال یکبار در Großglockner گشوده میشود را بیابد.