شانکار، فرزند ارشد گنگاپرات دلال، همیشه برای دو برادرش شاکتی و پرم فداکاری کرده است و با گرو گذاشتن داراییهایش به تأمین آنان میپردازد تا پدرش را خشمگین سازد. وقتی شاکتی به سوجاتا تجاوز میکند و دستگیر میشود، شانکار با سوجاتا مصالحه میکند و او را برای پس گرفتن شکایت و ازدواج با شاکتی راضی میکند.