خط داستانی
سرهنگ کمال به نیروهای امپراتوری ملحق میشود و خود را حامی چرکز اتم و سلطان معرفی میکند. هدف او کشف هویت عاملی است که به مبارزه ملی نفوذ کرده است. کمال به لطف موفقیتهای نظامیاش در زمان جاسوسی به درجه سرهنگی میرسد. اما برادرانش، کاپیتان ناظمی و ستوان مصطفی، که از این وضعیت بیخبرند، نسبت به او خصمانه میشوند. در همین حال، اسماعیل حقّی بیگ، تنها منبع ارتباط کمال، کشته میشود. کمال ارتباط خود را از طریق دخترش پریهان ادامه میدهد. از سوی دیگر، او به نیلوفر، دوست دختر برادرش ناظمی، عاشق میشود. عشق بین این دو زمانی پیچیده میشود که با رابطه جاسوسیشان ترکیب میشود.