خط داستانی
دوستدارِ ترجمان به پسرعمویش علاقه دارد، اما پدرش اصرار دارد که ترجمان پولِ خطبهدیهٔ مناسب را بپردازد. او هیچ چیز جز خانهٔ قدیمیاش ندارد و آن را برای فروش میگذارد، اما فروشندهٔ عتیقهفروش قیمت کمی پیشنهاد میدهد. همزمان دستهای دزد عتیقه به گورخانة ملکهٔ فراعنه در خانهٔ ترجمان میرسد.