خط داستانی
دادگاه دیوان در خانهای بزرگ با همسرش شاردا و پسری به نام راجان زندگی میکند. دیوان و راجان با یکدیگر تفاهم ندارند و همان طور که نتیجه میگیرد راجان به فقیرنشین نزدیک شهر میرود با دو دوست. باشی یا پزشک با نام باشیر در عشق با رشنماست و آرزوی ازدواج دارد. قبل از آن اتفاق، دکتر جان، استاد بزرگتر باشیر، کشته میشود و پلیس باشیر را با چاقو در دست پیدا میکند. در دادگاه باشیر گناهکار شناخته میشود و به اعدام محکوم میشود. سپس فردی به نام بور وجود دارد که کشته میشود و شواهد راجان را گناهکار نشان میدهد و او نیز به اعدام محکوم میشود. رحیم میفهمد خانهشان آتش گرفته و در خیابان است. آیا رحیم متهم بعدی برای اعدام توسط دیوان خواهد بود؟