مُسکان دختر فاحشه ای است در یکی از کارگاه های هیمابر هند، که مالکش لطیفه است. اما او فاحشه نیست بلکه به دلیل بدشانسی چنین است. زمانی که او جوان بود پدر و مادرش او را به امیر عربی شوخ نامزد کردند. این ازدواج تنها برای لذت جنسی بوده است. پس از چند روز تجاوز Sheikh طلاق میگیرد. پدر مسکان به دلیل توهینی که بعد از طرح پرونده علیه شیخ متحمل میشود، خودکشی میکند. دستیار شیخ بهترین وکیل را میگمارد تا شیخ به راحتی آزاد شود و به دوبی پرواز کند. عموی مسکان نیز از او سوء رفتار میکند. در نهایت یکی از دلالان او را به لولابی میبرد و به این ترتیب او فاحشه میشود. اما خوشبختی او را به مومبئی میکشاند. بازرس ساوانت سایدجی شینده او را به جوسی، یک همجنسگرا ثروتمند که در کسب و کار جسمی فعال است، میبرد. او طوری مDISPID میکند که مسکان را با دو فاحشه دیگر به نام های لیزا سومان رانگناتان و ایسها به مالیکا تبدیل میکند. خوشبختانه او با بابلو پاند ایریان وای که به او عاشق میشود نیز روبهرو میشود.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.