خط داستانی
دستها آن را برمیدارند و شکلی به سرعت از کاغذ بریده میشود. وقتی آن را برمیگردانند، مشخص میشود که جری است. او پلک میزند و خمیازه میکشد و سپس به دستی که او را نگه داشته، عصبانی میشود. دست دیگر انیماتورها دم او را میکشد. جری از درد ناله میکند. او در یک حباب گفتاری میگوید: "از این زندگی سگی خسته شدم! میخواهم خودکشی کنم!!"