خط داستانی
در سده ای آینده و پس از آخرالزمان، سلسله گویدو چا کنترل قاره آسیا را در دست دارد. ژُوای و برادر کوچکترش میانی به اردوگاه رفاه برای بازپروری فرستاده می شوند. به زودی دری می یابند که هدف اردوگاه پروپاگانداست. پنج سال بعد، دولتی تغییر می کند و دوباره آزاد می شوند. ژُوای عاشق زنی به نام ژولان می شود و با هم او را به شهری صنعتی قدیمی و متروکه می برند. آنان در آپارتمانی متروکه مکان زندگی پیدا می کنند و سعی می کنند لذت های کوچکی از زندگی را دوباره بیابند