خط داستانی
این فیلم داستان مردی را روایت میکند که مردم را برای مبارزه با نیروهای اشغالگر سازماندهی میکند. در سالهای پایانی امپراتوری عثمانی، پاشاها در آناتولی مردم را سرکوب میکنند. آنها سعی میکنند با همکاری با نیروهای اشغالگر به ثروت برسند. یکی از آنها اف تین پاشا است. او با ژنرال یونانی میهائیل همکاری میکند. با فرمان سلطان، او به ژنرال و سربازانش کمک نامحدود میکند. ژنرال تمام محصولات و طلاهای روستاییان را طلب میکند. او و سربازانش شروع به استثمار مردم میکنند. کسانی که مقاومت میکنند به زندان انداخته و اعدام میشوند. رشو و برادرش ویسل که از جامعه محلی هستند، از دادن تمام محصولات خود امتناع میکنند. آنها تصمیم میگیرند مردم را علیه پاشا و ژنرال سازماندهی کنند.