سیب زمینی
Potato
گونهای بیگناه به هجده سالگی به بیوه پیر واگذار می شود که او را به معدن نمک می فرستد. در آنجا توسط سرپرست مورد تجاوز قرار می گیرد. با روحیه ای بسیار بی اعتبار نسبت به زندگی، به معشوقه دو مرد ثروتمند تبدیل می شود و به این ترتیب با زندگی مرفه آشنا می شود. با این حال او دچار وحشت شده و هنگام قطع شدن یکی از منابع درآمد، دست به اقداماتی desperate می زند