خط داستانی
زمانی که بازیگر متوجه شد اگر با مردی که دوستش دارد ازدواج کند، پدرش او را از ارث محروم میکند، به خاطر او تصمیم گرفت که با او ازدواج نکند. اما وقتی پدر او در آستانه مرگ ناگهان وصیتنامهای تنظیم کرد که همه چیز را به همسرش واگذار میکرد و سپس وکیلش را مأمور کرد تا زنی را پیدا کند که با او ازدواج کند، او با این زن ملاقات کرد و پیشنهاد جسورانهای را مطرح کرد. و او پذیرفت. زمانی که او متوجه شد که با پدر مردی که دوستش دارد ازدواج کرده و همه چیز دارد و او هیچ چیز ندارد؛ آنها برنامهای ترتیب دادند تا ثروت به طور مساویتری تقسیم شود.