خط داستانی
بتسی پیر در یک خانه مهمان زندگی میکند که در آن بود دولیتل، مردی که به پول علاقهمند است، و تام دیر، مردی عاقل، نیز مستأجران بدبختی هستند. بتسی بیچاره به هر دو این آقایان دل میبازد. او سخت تلاش میکند تا عشق این آقایان را به دست آورد، اما هر چه بیشتر تلاش میکند، کمتر پیشرفت میکند. در واقع، او آنقدر در این وضعیت پیچیده میشود که به زودی فکر میکند "چیزهایی میبیند." بود و تام سعی میکنند او را به یکدیگر معرفی کنند، زیرا هر دو قربانی فریب ماریان هستند. در نهایت، تام بود را متقاعد میکند که به بتسی پیشنهاد ازدواج دهد و او را با یک ارث خیالی فریب میدهد. بود حقیقت وضعیت مالی واقعی وارث را میفهمد و سپس او را در مراسم ازدواج ترک میکند.