چارلی، جوانی سیساله است کهاماتورهٔ بیسواد است. او این نقص را با ترکیب طنز و حیلهگری پنهان میکند. چارلی شیوهٔ بیان خود را پیدا کرده است: موسیقی که به وسیلهٔ آن زندگی میکند در حالی که با دوستانش در مترو جستوجو میکند. در آنجا با ماری ملاقات میکند که از این موسیقیدان کنارگرا شده است. ماری با وجود حیلههایی که چارلی به کار میبرد به سرعت درمییابد که او بیسواد است. اما عشق از همان ابتدا تمایل به یادگیری خواندن در چارلی به وجود میآورد.