خط داستانی
در اوایل بیست سالگی، سام کانیـنا که پسر بزرگ مامور ترور مافیاست با استیوِن، دانشجویی خوش چهره بیست و یک ساله، آشنا می شود و عاشق هم می شوند. پس از چند سال سام به استیون ایده ای «بصیرت گرایانه» ارائه می دهد. اگر بتوانند زنی پیدا کنند که هر دو به او عشق ورزند و موافقت کند که در یک رابطه سه نفره زندگی کنند چه؟ آنها هفت سال آینده را صرف ملاقات و یافتن آن زن خاص می کنند. در نهایت سامانا، بازیگری جوان و در حال مبارزه، را می یابند. سه قلب این اتحاد سه نفره را کاوشی می کند، همانطور که آنها تقسیم بندی های زندگی مشترک شان را تعیین می کنند، عاشق هم می شوند و یکی از پرتنش ترین مراکز سلامتی در شهر نیویورک را گشوده می کنند. هر کس که با آنها در تماس است هرگز دقیقاً نمی داند این رابطه چگونه کار می کند. اما یک چیز روشن به نظر می رسد و آن عشق بین آنهاست.