خط داستانی
این صحنه خندهدار ماجراهای دوستمان ریگادین را روایت میکند که به دلیل شرایط تصادفی، جای نامزدش، هلویس رولان، را در نقش گلفروش گرفته است. متأسفانه، در لحظهی تاجگذاری، شهردار میخواهد بوسهای بر لبان بانوی خوششانس بزند که باید حجابش را بردارد و تمام روستا ریگادین را شناسایی میکند. شرم و سردرگمی برای دوست بدشانس ما که با فرار از این وضعیت بحرانی نجات مییابد. خوشبختانه، نامزد جوان موفق شده از زندانی که توسط خواستگارانش در آن قفل شده بود فرار کند؛ او به موقع میرسد تا پاداش و لالهها را جمعآوری کند و ریگادین را rehabilitate کند.