خط داستانی
پسربچهای که در یتیمخانه زندگی میکرد، فرار کرد و به یک چاقو تیزکن سیار ملحق شد. این پسر هیچ زندگی خانگی نداشت و وقتی همنشینش پیشنهاد دزدی مرغها را داد، اعتراضی نکرد. اما کشاورز هوشیار بود و هرچند چاقو تیزکن فرار کرد، پسر به عنوان زندانی دستگیر شد.