راجش، رئیس پلیس، از او خواسته میشود که مسئولیت یک ایستگاه پلیس در گوا را بر عهده بگیرد و آن را مدیریت کند. راجش میداند که دوستش، شکر، نیز در آنجا زندگی میکند و نگران دیدن اوست. با ورود به گوا، راجش و شکر از دیدن یکدیگر خوشحال میشوند. شکر عاشق سیما است و سیما نیز او را دوست دارد. اما مادر سیما، لاجووانتی، با شکر موافق نیست و میخواهد سیما با راجش ازدواج کند. وقتی شکر از این موضوع مطلع میشود، کنار میکشد تا راجش و سیما بتوانند با یکدیگر ازدواج کنند. وقتی راجش از فداکاری شکر باخبر میشود، تصمیم میگیرد اجازه دهد سیما با شکر ازدواج کند و به زودی این ازدواج انجام میشود. در حالی که شکر و سیما به ماه عسل میروند، راجش تحقیقات خود را در مورد فعالیتهای قاچاق در سواحل گوا آغاز میکند و تحقیقات او او را به مظنونی به نام تایگر میرساند. راجش نمیداند که تایگر در واقع نام مستعار شکر است که هر کاری میکند تا خود را از راجش و پلیس محافظت کند.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.