خط داستانی
برونچو بیلی هر فوت زمینی که ممکن بود طلا داشته باشد را جستجو کرده و آماده است تا به سرزمین جدیدی برود. پسر کوچک آنها به نیتروگلیسیرین دست پیدا میکند. او آرزو دارد طلا را کشف کند در جایی که پدرش نتوانسته است. او مواد منفجره را "کاشته" اما منفجر نمیشود. سپس خواهرش آن را دوباره تنظیم میکند و در صورتش منفجر میشود. او بیهوش میشود. دختر نشان میدهد که به طور جدی آسیب ندیده است. در زمین، کنار حفره تازه منفجر شده، پسر کوچک در حال گریه است زیرا خواهرش را آسیب زده است.