خط داستانی
سی سال پیش کارام جندال همراه با مادر مجردش گایاتی و همسرش سندیا به لندن مهاجرت کردند. گایاتی به سرطان مبتلا میشود و درگذشت. سندیا دو دختر آنجالی و سانم را به دنیا میآورد. خانواده جندال ثروتمند میشوند و حالا یکی از ثروتمندترین خانوادههای لندن هستند. آنجالی با واک از Akash ازدواج میکند و سانم در جستوجو برای یافتن محبوب خود است. با نزدیک شدن سالگرد شصتم کارام، آنجالی برای یک مهمانی بزرگ آماده میشود و سانم نیز با آرایشش مشغول است. کارام امیدوار است سانم را با کارمندش یاش که مانند پسری برای اوست، وادار به ازدواج کند. ضمن این، افتتاح بیمارستان سرطان Gayatri Jindal در همان روز اتفاق میافتد.