وقتی از مرگ برادر بزرگترش مطلع میشود، تاماس برای تشخیص جسد به مارسی میرود. پس از جمعآوری اموال برادر، به شهر زادگاهشان بازمیگردد تا زندگی گذشتهشان را به خاطر آورد. در این جا تاماس به همراه دوستان برادرش حضور پیدا میکند و هویت خود را مخفی نگه میدارد. هر چه پیش میرود، او سعی میکند برادرش را دوباره به زندگی برگرداند، اگرچه یادآورهایی ناخوشایند نیز وجود دارند