خط داستانی
بذر داستان فردی در دهه چهلم زندگیاش به نام فِرَنسِیس بذر است که در سفر به درون خود در روزهای پایانی عمرش به دنبال آرامش میگردد. هرگز به ما نگفتهاند دلیل مرگ او چیست، اما حس میشود که از ناامیدی خودش است. پدر و مادر آقای بذر دیگر زنده نیستند؛ او خانوادهای نیز ندارد و آنقدر بر مرگ قریبالوقوع خود تمرکز دارد که یاد گرفته چگونه زندگی کند. در طول فیلم، شخصیت اصلی با افرادی رو به رو میشود که از آنها بهعنوان منبع پاسخ و راهنمایی یاد میکند. برخوردهای پراکنده مانند کولاژ کنار هم قرار میگیرند و آنچه رخ میدهد واقعیت زندگی و روایتهای بدون فیلتر مردمان واقعی در برابر مسئله خیالی آقای بذر است. یک مصرفکننده مواد مخدر که ترک میکند، بازمانده سکته، روشینگر لیبرال، رهبر گروهی با نام «دتِی»، مردی پیر و سیاهپوست به نام سایمون و یک ترنسوتیست که از همهگیری ایدز جان سالم به در برده است، برخی از شخصیتهای رنگارنگ فیلم هستند. نتیجه بازنگری در زندگی برای آقای بذر است، چرا که او متوجه میشود هنوز دیر نشده که زندگی را شروع کند.