خط داستانی
نیرودکا، مردی که به خاطر زشت بودنش از سوی اطرافیانش طرد شده، عاشق دختری زیبا و نابینا به نام سونداری میشود. پس از ازدواج، او و مادرش سعی میکنند نابینایی او را درمان کنند، هرچند نیرودکا از این کار خوشحال نیست زیرا فکر میکند همسرش با ظاهر او خوشحال نخواهد بود.