خط داستانی
نمایی از ناپل و ساکنانش به زبان خود ناپلیها. دو زن درباره زنی که خودکشی کرده همچنان سخن میگویند؛ مردی برای یک نظرسازی محلی بلیط میفروشد؛ زنی به همسایه پیرش فکر میکند. با رفت و آمد از فردی به فرد دیگر، مستند کم کم شهر رمزآلود در دامنه وِسویوس را ترسیم میکند. جیمز بالدوین بارها برای نوشتن درباره ناپل بازگشت اما به درستی شهر را درک نکرده بود. یک ناپلنی میگوید: ناپل نمایشگاهی از هزاران روح مختلف است که کل آن روح ناپل است. موتیف اصلی کار با نقاشی کاراواجو به نام هفت کار رحمت (۱۶۰۷) است که برای خیریهای اشرافی ساخته شده است و همچنان وجود دارد. این مستند بازنمایی روشننگری کاراواجو در الگوهای فقر و ثروت است. کوچههای قدیمی با نور ملایم در تضاد با زرق و برق باشکوه باشگاههای مرفه. تصاویر هوایی آهسته و متنهای شاعرانه در صدای پسزمینه داستانهای جداگانه را به هم میآورند.