آرتِم دانشجویی خوش بین اما بی شانس به طور ناعادلانه ای به مدت بیست وپنج روز زندانی می شود. وضعیت با این حقیقت که دوستی به نام روبه وجود دارد که هیچ جایی برای رفتن ندارد پیچیده تر می شود. با این حال آرتِم موفق میشود او را به فرزندخوانده بگیرد - ساشا دختری سرگرم کننده به صورت موقتی سرپرست روبه میشود. دو هفته بعد به دنبال سگ میگردد و ناگهان متوجه می شود که ساشا نابینا است. او تصمیم میگیرد سگی راهنما به او بدهد و پنهانی در آپارتمان او ساکن شود.