Die Liebe eines Priesters
فیلم عشق یک کشیش
مایکل که جنایتکار کوچکی است، با دو همدست خود نقشهای شیطانپرور میکشد و در حالی که در خیابانهای پراگ درگیر فرار است، زنی جوان را میبیند که قصد دارد از روی پل به رود ولتاوا بپرد. با هوش نترس، او میپرد و جان او را نجات میدهد و این کار جان او را نیز نجات میدهد. برای مایکل این لحظهای از روشنگری است که او را به دوست پدرانهاش پدر کنتِک باز میگرداند. کشیش در این راه برای او دعا میکند و شاگردش را در یک صومعه پنهان میکند، جایی که مایکل وارد حوزهٔ روحانیت میشود و به بازسازیگریِ خود میپردازد. شش سال بعد، مایکل به پراگ باز میگردد و به طور تصادفی کلارا را دوباره میبیند. او هرگز فراموش نکرده است که نجاتدهندهٔ سابقش بود، اما او نجاتدهندهاش را به خاطر نمیآورد.