خط داستانی
جورج جادسون که از ایولا نویل طرد شده است، قسم میخورد که خوشبختی این زن و جک ورثینگتون، مردی که او با او ازدواج کرده را خراب کند. تحت تأثیر نفرت تلخ خود، جادسون تمام انرژیاش را برای تحقق این هدف متمرکز میکند. جک به زودی به سطحی بودن طبیعت همسرش پی میبرد و مشاجرات تلخی به وجود میآید.