جیزلا همسر جوان و مادری است که در طرح مسکن کارگری آلمان زندگی میکند. او صندوقدار سوپرمارکت است و شوهرش پیک موتوری. ازدواجی کسلکننده دارد اما با هم به طبقه متوسط میرسند. جورج و جیزلا به نظر میرسد هنگامی که نوجوان بودند همدیگر را میشناختند. آنها در همان طرح زندگی میکنند و جورج او را به دوستش پل معرفی میکند. جذابیت متقابل آنی است. جیزلا به طور ناگهانی به مهمانی میرود و در آن شب با پل رابطهای جنسی آغاز میکند.