فیونا مدیر یک رستوران فست فود است. او با خانوادهاش در حومه شهر به راحتی زندگی میکند. به عبارت دیگر، فیونا خوشحال است... تا اینکه یک روز به طور تصادفی در یک یخچال بزرگ قفل میشود. او صبح روز بعد نجات مییابد، نیمه یخزده و به سختی زنده، فقط متوجه میشود که شوهر و دو فرزندش حتی متوجه غیبت او نشدهاند. اما وقتی فیونا به همه چیزهای سرد و یخی: برف، خرسهای قطبی، یخچالها، کوههای یخ، وسواس پیدا میکند، همه چیز را رها میکند، سوار یک کامیون تحویل کالاهای منجمد میشود و خانه را ترک میکند. برای یک کوه یخ واقعی.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.