هفت سال پس از جیسون، اورکد اکنون با مردی نسلبالاتر، آرِف، ازدواج کرده است. در نخستین نگاه، زندگی مشترک آنها به نظر ایدهآل میرسد. یک صبح شوم، اورکد با تماس تلفنی نگرانکنندهای از ماک اینم رو به رو میشود که پَک اتان به دلیل عوارض دیابتی به حالت کبود یا کاتاتونیک افتاده است. پس از کمی هرج و مرج، آنها پَک اتان را به بیمارستان میبرند. در آنجا اورکد با آلن، برادر بزرگ جیسون، برخورد میکند. پدر او، پَ، نیز در بیمارستان بستری است. با پیش رفتن داستان، رابطه دوستی آلن و اورکد شکوفا میشود، که باعث نگرانی آرِف میشود. شاید برای اورکد آلن پیوندی به اولین عشق او است.