خط داستانی
پدری دو پسر دارد، یکی جدی و سختکوش و دیگری ولخرج و خوشگذران. دومی از اقتدار پدرش سرپیچی کرده و خانه را ترک میکند. مدت زیادی نمیگذرد که تمام ثروتش را هدر میدهد و به فقر میافتد. او پشیمان میشود و تصمیم میگیرد به خانه برگردد. با وجود کینهتوزی برادر بزرگترش، پدر به گرمی از پسر گمشده استقبال میکند.