Fekete macska
فیلم گربه سیاه
به عنوان عمه زوفی فراموش نشدنی، دایکا مارگیت فراموش نشدنی با سادگی و حکمت معصومانه در ویلای کوچک و دورافتادهاش زندگی میکند. همه در اطراف او در عجله هستند، اما او هر روز با روحیهای سالم، کلاهی از پنیر یا خورشت را در فرش میگذارد. او باغ هلو خود را برای کمک به دخترش به قیمت خوبی میفروشد. وکیل و بونکو، دو جنایتکار کوچک، از پول بویی میبرند، اما به نبوغ زن سالخورده عادل و همخانه ترسناک او، گربه سیاه، حساب نمیکنند.