بیتا حکمی، دختر یک خانواده مذهبی و محافظهکار، به عنوان دانشجوی طراحی گرافیک پذیرفته میشود و اصفهان، زادگاهش را به مقصد تهران ترک میکند و با یکی از بستگانش، زن مطلقهای به نام سیما، زندگی میکند. بیتا در دانشگاه با فرهاد، دانشجوی معماری، آشنا میشود و با اینکه سیما به او هشدار میدهد که با فرهاد قرار نگذارد، او این کار را انجام میدهد ...