ننت، دختری که سیگار میکشد و رفتارهای نامناسب دارد، عاشق کلود، یک گنگستر است که به تازگی یک سرقت سودآور انجام داده است. آنها به سمت لو هاور میرانند تا از آنجا به جزیره دیزیراد سفر کنند. اما در لو هاور، کلود با ریچموند، کارگر کشتیسازی و دوست سابقش از جنگ هندوچین، ملاقات میکند که پیشنهاد میدهد او را در خانهاش جا دهد. کلود قبول میکند اما به عنوان نشانهای از "قدردانیاش"، همسر ریچموند را فریب میدهد. ریچموند که در این میان شغلش را از دست داده، از صخرهای به پایین میپرد. ننت که تحت نظر یک کارآگاه است، معشوقه او میشود و به خوبی میداند که کلود به خاطر او دستگیر خواهد شد.