داستان شارلوت براون، پیشخدمت و مادری تنها که برای دخترش جنی هر کاری انجام میدهد و وقتی لازم باشد، انجام میدهد. با تهدیدی در انتهای خط تلفن و مهلتی دو ساعته، او باید مقدار کافی پول جمع کند تا دوباره لبخند فرزندش را ببیند. مشتریان شارلوت تنها امید او هستند. ساعت به تیکتاک میزند در حالی که میبینیم این مادر جوان نگران با هر مشتری عجیب و غریب روبهرو میشود و از طریق بیقراریهایش، vulnerability دلنشین و قدرتی الهامبخش را در میان هرجومرج نشان میدهد. با پای ثابت روی زمین، شارلوت تمرکز خود را حفظ میکند و سعی میکند.Clock را بهنفع خود بگرداند و روز را نجات دهد.