Pán hradu
فیلم یار زندان پادشاهی
شوالیه یوهانس به سرزمین های تازه می رود که پادشاه به دلیل شجاعتش در جنگ به او داده است. در راه به قلعه اش میرسد و می آموزد که قلعه افسون شده است. گفته میشود روحی در آن حضور دارد. هیچ کس جرات ورود به قلعه را ندارد. حتی امین ظالمی که خود را ارباب زمین می پندارد از قلعه دوری می کند. کشاوران از روستا به یوهانس در نبرد با نگهبان بد یار می دهند. و عشق او به زنی زیبا به او نیرو می دهد تا طلسمی که بر قلعه جاری است را بشکند.