خط داستانی
هارولد، به خاطر نامهای که به او خبر از ارث بزرگی میدهد، فروشگاه مواد غذایی که در آن کار میکند را خراب میکند و سپس با دختر زیبای روستا برای یک شام مجلل قرار میگذارد. نامه دوم به هارولد اطلاع میدهد که پول پیدا نمیشود و ارث او تنها یک کتف پشمی است. مصمم به جلب توجه در روستا، او کتف را به تن میکند و با دختر قرار ملاقات میگذارد، هرچند که این کار او را ورشکسته میکند. دایی بن، رهندار، به کمک میآید و پس از چانهزنی زیاد بر سر قیمت، هارولد را از ارث رها میکند. وقتی هارولد میفهمد که ثروت داییاش در آستر کتف دوخته شده، کار سختی برای پس گرفتن "بنی" دارد، اما در نهایت موفق میشود و پول را بازیابی میکند.