جاشو نوجوانی است که در مدرسه با تمسخر گروهی روبه رو میشود او در حین ناپدید میشود پدرش او را با کتک میزند مادرش او را به خاطر کمترین اشتباهش سرزنش میکند والدین او را عصبانی میکنند قریب به اتفاق همکلاسی هایش نابینایی را نشان میدهند تنها شابینا دختر رئیس پولیس با مرگ او را درک میکند سپس او سلاحی ساختگی میخرد و نقشه انتقام میکشد او شش دوست که به او توهین کردهاند از جمله مایک و کیتی را به گروگان میگیرد و با آنان در مدرسه روبهرو میشود