خط داستانی
یک سازنده توفو جوان به نام ای کیچی از کیوتو برای گشودن یک فروشگاه توفو به محلهای دوستانه میآید. او در آنجا با دختری محلی پرجنب و جوش به نام اوفوهمی آشنا میشود که به او برای استقرار فروشگاه کیو-یا کمک میکند. با وجود تفاوتهای فرهنگی بین دو پایتخت باستانی و ذائقهٔ خاص توفو، در نهایت ازدواج میکنند و صاحب فروشگاه توفویی در خیابانی با وقار میشوند. پشت پشتوانهٔ کسبوکار محکم کیو-یا، پسرشان ایاتارو تحمل دشمنیهای سایر فروشگاههای توفو را به عهده میگیرد که به دلیل امتناع از رعایت روشهای Edo در کسبوکار، به سمت کازینوهای قمار ادارهٔ «رئیس» میرود و خانواده را در موقعیت بحرانی قرار میدهد که آنها را از هم جدا کند...