اوای جوان، مهاجر اوکراینی، با امید یافتن زندگی بهتر به محله نورث اِند وینیپگ میرسد، اما با شهری روبرو میشود که پر از مؤسسات فرسوده و منسوخ است و شمار نامتناسبی از مهاجران دیگر را در خود جای داده که آنها نیز در جستجوی زندگی جدیدی هستند. همه آنها به طور جدی در تلاش برای حفظ زبان و فرهنگ خود هستند و در نتیجه، محلهای آکنده از سوءتفاهم، بیتفاوتی و احساس بیگانگی فزاینده به وجود آمده است.