سوری رویای بازیگر شدن را در سر میپروراند اما پولش را که از یک «قرضدهنده» قرض گرفته بود، یک آژانس مسافرتی از او دزدید. اکنون اوباش برای وادار کردن او به بازپرداخت بدهیاش در تعقیبش هستند. او قصد دارد با استفاده از کمک هزینه مادرش بدهی را پرداخت کند اما خواهرش مانع او میشود. در شرایطی که به شدت به پول نیاز دارد، تصمیم میگیرد شغل پردرآمدی را به عنوان مراقب یک مرد نابینا بپذیرد، زیرا در مراقبت از مادر نابینای خود تجربه دارد. او خود را تشویق میکند که به کلبه مرد برود، حتی اگر گفته میشود که روح همسر مرحومش در آنجا حضور دارد.