بِس مشغول خواندن کتاب است که والدینش وارد میشوند و از او میخواهند بیشتر وقتش را صرف کار کند. آنها یک توپ نخ، یک سوزن قلاب بافی به او میدهند و او را به کار میفرستند. او تنها میماند و در حین حرکت در صندلیاش، از توپ نخ غافل میشود. این توپ در کمربند او در پشتش گیر کرده و از دید او خارج است. با توجه به اینکه او دختری با خلق و خوی تند و قوی در ورزش است، خانه به قدری در هم و برهم میشود که والدینش وقتی برمیگردند، دیگر نتوانستهاند او را به کار وادار کنند.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.