Sorrows and Joys
فیلم اندوهها و شادیها
نرگس به دلیل یک تصادف خودرو حافظهاش را از دست میدهد و گذشتهاش را فراموش میکند. نرگس که از خانه و زندگی پدرش غایب است، با جوانی خوشتیپ به نام فرهاد و دوستش عباس آشنا میشود و به تدریج به فرهاد علاقهمند میشود. نرگس که لال است، دهانش را باز میکند و متوجه میشود که میتواند با فرهاد و عباس در کابارهای به نام جمشید نمایش اجرا کند. فرهاد و نرگس ازدواج میکنند و به زودی کارشان در کاباره جمشید به پایان میرسد. با کمک خواننده کابارهاش، فریده، جمشید نرگس را ربوده و او را از شهر خارج کرده و در درهای عمیق میاندازد.