خط داستانی
خاک یک قاتل است. او در خیابانها قدم میزند و قربانیانش را به سرنوشت انتخاب میکند. پشت جنون او، سم، پدرش، مردی است که ناخواسته یک قاتل زنجیرهای را با پر کردن ذهن فرزندش از سالها داستانهای شیطانی، دروغها، تلخیها، سوء استفاده و ترس بزرگ کرده است. حالا خاک بزرگ شده و سلطه وحشیانه پدرش به پایان حتمی خود نزدیک میشود...