خط داستانی
بریژیت تنها زندگی میکند اما در نهایت تنها نیست یکی از درهای آپارتمانش همیشه بسته است پشت آن در فرزند بیست و یک ساله اش تیمو زندگی میکند سه سال پیش او تصمیم گرفت از دنیای بیرون جدا شود تنها چیزی که برای بریژیت باقی مانده انتظار است برای پیام واتساپ بعدی انتظار است برای حکمی که بتواند برای تغییر انگیزه باشد او منتظر روزی است که در بالا در برای باز شود چه برای بهتر شدن چه برای بدتر شدن