مادرزادی
Congenital
روجا دختر نوجوانی از یک روستا است که مجبور به ازدواج با یک مرد مذهبی سالخورده به خاطر دیه میشود. در شب عروسی، شوهر از او میخواهد که بر خلاف میلش با او رابطه جنسی داشته باشد. در حال دویدن در برابر زمان و با کمک یک دوست نزدیک، او به یک سفر تنهایی و ناامیدکننده به سوی امید و رهایی میپردازد.