El hombre que corría tras el viento
فیلم مردی که به باد میدوید دنبال نسیم
دانیل در یک شرکت بیمه در مرکز شهر کار میکند. بیشتر زمانی را به خیره شدن از پشت پنجره بزرگی که پشت میز اوست میگذراند. روزی صبحی کسلکننده، زنی زیبا را میبیند که از کنار پنجره عبور میکند، کارولا شیرین، و در عشق به او دیوانه میشود. عشق از کلام نخستین. از آن پس تلاش میکند او را به دست آورد، اما ناتوانی در بیان آنچه احساس میکند هدفش را به خطر میاندازد، هرچند شاید سرنوشت فرصتی دوباره برای در دست گرفتن آینده به او بدهد.