راننده کامیون فیودور موخین یک مجرد سرسخت است. زنان او را دوست دارند و او حتی همه کسانی را که سرنوشت او را با آنها روبرو کرده، به یاد نمیآورد. او همچنین معلم ماشا را از یک شهر کوچک اورال به یاد نمیآورد، که روزی تلگرافی از او دریافت میکند که از او میخواهد به طور فوری بیاید. چیزی باعث میشود که فیودور پاسخ دهد.